باشد والدین در تربیت فرزندان موفقتر خواهند بود

ما حق نداریم بچه ها را شرمگین کنیم اگر والدین با تمام نداشته ها و عغده ها مدام هم دارند احساس گناه می دهند این احساس گناه یک شکنجه پنهان است که نسبت به فرزندان خود انجام می دهیم. گوئی او می دانست این آخرین فرصت وی برای پدربودن و لذت بردن از این نقش خواهد بود. در این حالت اگر برگردیم به کودکی بچه می بینیم که نقش پدر و مادر در تربیت فرزند به بدترین حالت ممکن و با تهدید و ترس و کنترلگری بوده و همه ی این رفتارهای نابهنجار که از نوجوان سر می زند نتیجه اهمال کاری والدین در تربیت و وقت گذاشتن با فرزندشان بوده است. این نوشته درصدد است تا به این گونه پرسش هاپاسخ بگوید و نقش والدین را در تربیت فرزند روشن نماید. پدر و مادر اگر به تنبیه بدنی متوسل شوند باید این عکسالعملها را در فرزند خود مشاهده کنند، واقعیتها را پنهان کند و دروغ بگوید، کینهتوز و انتقامجو بار آید و دچار چندگانگی شخصیت شود.

به او بفهمانید كه شما از خود او بدتان نمی آید بلكه خیلی هم دوستش دارید، فقط از آن رفتار ناخرسند هستید. آنها هرگز خواهند توانست برای زندگی خود و علائق خود تصمیم بگیرند. هرگز به كودك نگویید كه “تو بدی”. وقتی می گذاریم نتایج كارها به تجربه ی كودك بیفزاید، دیگر با نق زدن و نصیحت زیاد، روابطمان را با او خراب نمی كنیم. مثلاً اگر عصبانی شویم و كودك را تنبیه بدنی كنیم او از رفتارمان خواهد آموخت (حتی اگر خلاف آن را به او نصیحت كنیم) كه برای به دست آوردن آنچه می خواهد باید متوسل به زور شود.صریح و شفاف صحبت كنید. به عنوان والددن، ما می دانیم که زمانی که سالگرد تولد کودکمان می شود بسیار خوشحال می شویم. به سادگی آن را با خوشرویی بگویید و به آن نیز عمل كنید. اگر دو پهلو صحبت نكنید و نظرتان را ساده و شفاف بگویید، كودكتان می آموزد كه به شما احترام بیشتری بگذارد.تربیت صحیح امر پیچیده ای نیست ولی عمل به آن همت و دقت می خواهد و همسران برای رسیدن به آن باید توافق و عزم مشترك داشته باشند.

این دو عضو خانواده تاثیر پذیری بسیاری بر تربیت فرزندانشان دارد چون فرزندان به محض تولد، در خانواده قرار خود رشد می کنند و پیش پدر و مادر است که هر حسی را تجربه می کنند. ۱. سیره مستمره مسلمانان (متشرعه) این است که اولیا، اطفال خود را ملزم بهتربیت آنها میبینند و سعی میکنند آنها را از انجام آنچه موجب فساد اخلاق است محافظت نمایند. پرو بال فرزندان خود را با مخالفت کردن های پی در پی و بی اساس نچینید و اگر در زمینه ای هوش و استعداد دارد بگذارید به آن هنر یا مهارت ادامه دهد حتی اگر از نظر شما آن هنر هیچ آینده ای ندارد و یا درآمدزا نیست و یا فقط وقت تلف کردن است. روش فرزند پروری والدین، برروی جنبه های مختلفی از زندگی کودک تاثیرگذار است و زندگی حال و آینده او را جهت دهی می کند. در این رابطه به گروهی دیگر از روایتهایی که ما را به پایبندی به برخی از آداب آمیزش فرا میخواند، اشاره میکنم. خلاصه این که اوّلین مکتب تربیت فرزند، دامان مادر و آغوش پدر است، که اهمیّت فوق العاده اى دارد. پدر و مادر دو پایه و بنیان خانواده هستند.

این قبیل اطفال در ایام کودکی، پدران و مادران خود را با اعمال نادرست خویش به زحمت می اندازند و آنها را با مشکلاتی مواجه می کنند، شخص لوس بار آمده، به دو مصیبت گرفتار است، از طرفی توقع دارد زن و مرد اجتماع، مانند پدر و مادرش او را نوازش کنند و بی حساب احترامش نمایند و اوامر او را بی چون و چرا به کار بندند، وقتی مشاهده می کند که مردم نه تنها احترامش نمی کنند، بلکه در مقابل این توقع بی جا مسخره اش می نمایند سخت ناراحت می شود و در خود احساس حقارت و پستی می نماید، از طرف دیگر شکست های درونی و ناکامی های روانی که منشأ عقده حقارت شده است او را به انسانی تندخو و عصبی، بی حوصله، بداخلاق، زبون و فرومایه مبدل می کند، به مردم بدبین می شود و با کلمات زشت و رفتار ناپسند خویش آنان را خشمگین و ناراحت می نماید. مثلاً اگر او فراموش كرد كتاب داستانش را از منزل دوستانش بیاورد و شما یك هفته به او كم محلی می كنید، این موضوع فقط باعث رنجش خاطرش و به جای ماندن یك خاطره ی تلخ برای او می شود.

دیدگاهتان را بنویسید